صائن الدين على بن تركه

136

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

اطاعت در پيش داشتى . [ 197 ] پس ، از براى ازاحت عوايق مكتسبهء او و عوارض مضلّه‌اش واجب ديدم فرو آوردن او به سر منزل بليّات و نكباتى كه شدايد موت و دشوارى اهوال او آسان‌تر باشد از بعضى از آن احوال ؛ چه ، مرگ مستتبع ترك بعضى از ملايمات جسمانى است جبرا ، و ورود چشمهء حيوان عشق مستلزم خوض در ظلمات ترك ملايمات است مطلقا ، مع احتمال المنافرات و الإقبال عليها اختيارا . « در هر گامى هزار مرگست اينجا » . و به رنجش آوردم او را ( 23 ب ) از چشانيدن شربت ملامت و ناكامى ؛ تا باشد كه نفض « 1 » عوارض عايقه از دامن قابليّت اقبال آثار خويش كرده ، راحت رسانندهء من گردد . [ 198 ] پس ، چون گرد آلايش اكوان از دامن احاطت پيرامن نفس پاك شد ، هرآينه به سوى قابليّت جبلّى خويش بازگشت و حوصلهء اشتروار عالم گوار خود را در زير بار تكاليف و مؤن ، مناخ ساخت ؛ و چندان چه از انواع مجاهدات و رياضات « 2 » بر او نهاده شد ، به قوّت قبول برگرفته ، از من تحمّل نمود ؛ چنانچه اگر وقتى از آن احمال ثقيل تخفيف يابد و از آن بارهاى سنگين او چيزى سبك گردد ، آن سبكبارى بر او گران آيد و متأذّى گردد . « اشتر ما چو عف كند جمله علف تلف كند » . عندي غرام لو تحمّل بعضه * كلّ الأنام لكان عنهم يفضل تتنقّل الهضبات من جرعائها * و صبابتي تعلو و لا تتنقّل « 3 » * * * [ 199 ] و كلّفتها ، لا بل كفلت قيامها * بتكليفها حتّى كلفت بكلفتي [ 200 ] و أذهبت في تهذيبها كلّ لذّة * بإبعادها عن عادها فاطمأنّت فىالجمله به قلايد تكليف و ازمّهء التزام عبادات و طاعات ، گردن نفس آبيه را در چنبر اذعان كشيدم ، نه از سر كلفت و مشقّت ، بلكه در عهدهء قيام او « 4 » به تكاليف شدم و بر ذمّت همّت خويش ، مواظبت اين لازم شمردم تا به غايتى كه عاشق شدم بر مشقّت خويش . ما عاشق درديم ندانيم دوا را * ما تشنهء درديم چه دانيم صفا را

--> ( 1 ) . فر : نقض . ( 2 ) . ال : مجاهدت و رياضت . ( 3 ) . ال فر اين دو بيت را ندارند . ( 4 ) . ال ندارد .